شکوفه عشق

امیرکیان پسر آسمانی ما

دیگه داری برای خودت مردی میشی

سلام به روی ماهت حدود یک سال و نیم میشه که برات مطلبی ننوشتم. بزار به حساب مشغله های زندگی. برات مینویسم از این مدت: یک سال پیش درست تو همین موقع ها برای اولین بار مهد کودک رفتی. اولش برات سخت بود ولی بعد خیلی خوشت اومد. خونمون که جابجا شد مهدت هم عوض شد و تا الان هم داری مهد میری. حدود چهار ماهی هم میشه که داری کلاس ژیمناستیک میری و شکر خدا پیشرفتت خوبه. ولی چون تو کلاس از همه کوچیکتری زیاد خوشت نمیاد . هر دفعه که میخوایم بریم باشگاه بهونه میاری   . ولی چاره ای نیست عزیزم  باید بری ورزش برای سلامتی و اعتماد به نفست خیلی خوبه.  من و بابا هم که هر دو سرکار میریم. آخرای شهریور تو تعطیلات بابا یه مسافرت به چا...
8 آبان 1395

سخن آخر سال 93

سلام ماه مامان و بابا یک سال دیگه هم گذشت. خدای را به خاطر همه نعمتهای قشنگش شکر میکنیم. بخصوص به خاطر نعمت وجود تو. امیدواریم در سال پیش رو و در سالهای آینده شاهد رشد و تعالی میوه دلمان امیر کیان عزیز باشیم. سال جدید با عطر یاد بانوی دو عالم خانم فاطمه زهرا (س) در حال آغاز شدن است. از خدای متعال میخواهیم از هر آنچه که بهترین بندگانش عطا می کند نصیبی هم برای ما در نظر بگیرد و همه بندگانش را مشمول رحمت و غفران الهی نماید. ا میرکیان عزیز، چراغ زندگی ما عیدت مبارک دوستدار تو مامان و بابا ...
1 فروردين 1394

زمستون 93

سلام گل قشنگم. یه سلام گرم توی یه روز زمستونی. البته زمستون امسال خیلی بخار نداره! هوا مثل روزای بهاریه! باز هم یه تاخیر سه ماهه داشتم که بزار به حساب گرفتاریهای زندگی. گرفتاریهایی که تمومی نداره . هر کدوم که تموم میشه بعدیش شروع میشه! بازهم خدا رو شکر. بالاخره قسمتی از زندگی سروکله زدن با مشکلاته دیگه. مهم اینه که همگی سالم و سلامت و درکنار همدیگه هستیم. نعمت بزرگی که خیلی وقتا ازش غافلیم. خوب نازگل مامان دو سال و نیمت شد. قشنگ حرف میزنی بازی میکنی خوب غذا میخوری خداروشکر میکنم که صحیح و سالمی. فقط نمیدونم چرا اینقدر جیغ جیغویی  بعضی وقتا جیغای بنفشی میکشی که صداش تا چندتا خونه میره! دلم برا همسایه هامون میسوزه! ...
30 دی 1393

آخرین روزهای تابستان

سلام جوجه پرحرف من! روزهای آخر تابستونه و منو آقایی بابا با توکل به خدا آموزشگاهمون رو افتتاح کردیم. خیلی کار داریم که باید انجام بدیم. تبلیغات، برنامه ریزی ... برای همین بود که یه کم دیر به دفتر خاطراتت سر زدم. چند روز بعد از تولد دو سالگیت بود که رسما از شیر گرفتمت. (چند روز هم اضافه بر سازمان خوردی!!) خیلی برات سخت بود برای من هم یه جور دیگه. بخاطر اینکه خیلی بهونه گیری میکردی. بی حوصله شده بودی شبا خوب نمیخوابیدی. ولی دو سه هفته بعد کلا از یاد بردی. الان هم دارم تلاش می کنم یادت بدم که پوشک رو کنار بذاری. یاد گرفتی که خودت غداتو با قاشق بخوری. کلی هم حرف زدن یاد گرفتی. جمله های چند کلمه ای میگی. انقدر زیاد جمله بلدی بگی که همش...
26 شهريور 1393

فرشته ما دو سالگیت مبارک

سلام به روی ماهت گل قشنگم دومین سال تولدت هم از راه رسید و 5 تیر 93 با یک جشن کوچیک وارد سال سوم زندگیت شدی گل من. باز هم مثل سال گذشته من و تو و بابایی با کیک تولدت رفتیم آتلیه و چند تا عکس یادگاری گرفتیم که میذارمشون تو آلبومت تا وقتی بزرگ شدی ببینی. کیک تولد امسالت رو خودم درست کردم. یه کیک خوشمزه فوتبالی! بخاطر اینکه تو حال و هوای جام جهانی بودیم     ...
31 تير 1393

از روزهایی که گذشت

سلام وروجک من بالاخره بعد از مدتها فرصتی دست داد تا دوباره برات از کارهات بنویسم. از سال جدید به این طرف هنوز فرصت نکردم چیزی برات بنویسم. برای اینکه سرگرم برنامه ریزی و انجام کارهای مربوط به افتتاح آموزشگاه مون هستیم. بعدا روند کارمون رو برات مینویسم. تو این فرصت میخوام فقط از خودت بگم عشق مامان. هزار ماشاا... هر چی بزرگتر میشی کنجکاوتر و پرانرژی تر میشی و سرگرم کردنت سخت تر میشه! بیشتر وقتا کارم اینه که فقط مواظب تو باشم . بس که از همه چیز خونه میخوای بری بالا! از روی مبل میز و تازگیها هم از کابینت آشپزخونه میخوای بری بالا! بعضی وقتا هم موقع ظرف شستن میزارمت روی کابینت بغل دستم که با هم ظرف بشوریم و تو هم به آب بازیت برسی. به آب بازی...
8 خرداد 1393

برای پدر

                            پدر ای وجودم از تو قدرت و توان گرفته ای که از دم نفسهات هستی من جان گرفته..... 13 رجب روز پدر، و من این بار هم برای دیدن تو با دسته گلی رنگین بر سر مزارت آمدم و غبار از سنگی که اسمت روی آن نقش بسته شستم و گلها رو روی سنگ مزارت چیدم . پدر آسمانی من روزت مبارک..... ...
29 ارديبهشت 1393

برای مادر

    مادرم، کودکانه دوستت دارم کودکانه محتاج مهرت هستم من برای آغوش پرمهرت همیشه کودکم... دست منو ول نکن که من هنوز هم بدون تو زمین میخورم... مادرهای خوبم (مادربزرگهای امیرکیان) چه خوشحالم که هنوز هستید و من هر روز با صدای پرمهر شما انرژی میگیرم. و چه خوشحال ترم که من هم هستم، برای پسرم برای امیرکیانم......   سالروز ولادت عاشق ترین مادر دنیا حضرت فاطمه الزهرا(س) برای همه مادرای دنیا مبارک باشه ...
31 فروردين 1393

چند کلمه از طرف آقایی بابا!!

آقایی بابا؟؟!! بله درست شنیدی آقایی بابا!! این چیزیه که دو سه روزی هست ما رو بهش مفتخر کردی و هی صدا می زنی... الآن هم که دارم اینا رو می نویسم یه ساعتی هست که به زور نانچیکو خوابیدی و مهلت چند دقیقه ای برای نوشتن به دست آوردم شرح ریز فضولیهاتو فکر کنم از طرف مامان شنیده و خونده باشی... در فصل شکوفایی اما آرزوی من برای تو شکوفایی فکر و هوشمندی و از همه مهمتر سلامتی توست. در مورد بقیه چیزها حس می کنم خالق زیبایی ها و طبیعت انقدر لطف داشته که ناگفته چیزی کم نگداشته... اینجا تو ایران با فرارسیدن بهار همه از شکوفایی بهار و سبزه و ... حرف می زنند ولی بهاز زندگی ما تو هستی و شکوفه های وجودت همواره تازه و با طراوته... تو را به خدا می سپار...
29 اسفند 1392

آخرین یادداشت مامان در سال 92 برای پسر کوچولوی عزیزش

سلام گل قشنگم چند ساعت بیشتر به پایان زمستون 92 و آغاز بهار و سال جدید باقی نمونده. بهار با همه زیبائیش دوباره از راه رسید و زمین سرمازده جانی دوباره گرفت و خداوند بزرگ یک بار دیگه زیبائی هایش را قالب بهار به جلوه درآورد. دومین بهار زندگیت مبارک باشه بهار من از خداوند مهربون میخوام همیشه تو رو در پناه خودش حفظ کنه. همیشه دلت پر از شادی و لبت پر از لبخند و نگاهت پر از عشق و وجودت سلامت باشه فرشته من. یک سال دیگه رو پشت سر گذاشتیم با همه تلخ و شرینش. تلخی زندگی حکمت خداست و شیرینی زندگی رحمت خدا. امیرکیانم در همه احوال هم به حکمتش معتقد باش و هم به رحمتش امیدوار. خداوند دریای مهر و محبته و نسبت به همه بنده هاش رئوف و مهربونه. ...
29 اسفند 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شکوفه عشق می باشد